تبلیغات
فتنه های آخرالزمان - خاك سردگور در قاب BBC و VOA و رسا

امروز:

خاك سردگور در قاب BBC و VOA و رسا

خاك سردگور در قاب BBC و VOA و رسا

یك پایگاه مجازی وابسته به اپوزیسیون خارج نشین می گوید ما در خارج شلوغ بازی هایی می كنیم كه اسمش را نمی شود جنبش و حركت گذاشت و در داخل هم كه هیچ خبری نیست.

هامون نیوز :از ماچه حركتی در این 24 ماه دیده شد؟ دریغ از یك حركت درست و حسابی. نوشته ها را به خودمان لطف كنیم و حركت حساب نكنیم و شلوغ بازی در خارج را نیز!

سایت مذكور همچنین درباره مرگ فتنه سبز نوشت: از بس نشستیم و هی نوشتیم و خواندیم «به امید روزی كه...»، «امیدواریم بالاخره» و...، دیگر انگار عادت كرده ایم به نشستن گرد رخوت و تنبلی بر روی تمام زندگی مان.

قدیمی ها برای ما جوان های سابق می گفتند «خاك گور سرد است». می گفتند به محض این كه از قبرستان خارج شوی، مرده از یادت به سرعت فراموش خواهد شد.

همزمان شبكه بالاترین با احساس مشابهی نوشت: آیا به راستی، جنبش سبز تنها یك حركت اینترنتی بود؟ چرا چند نفر در خیابان حاضر می شوند و بقیه دنبال اشتراك گذاری در فیس بوك و یوتیوب و... بودند؟ آیا جنبش فقط در اینترنت، سبزی داشت؟!

بالاترین در مطلب دیگر یادآور شده است: عرب ها دهها شبكه سیاسی از جمله العربیه و الجزیره دارن در عوض ما هم تلویزیون پارس و كانال 1 و رسا و یه مشت كانالهای سیاسی با مدیریت بی كفایت داریم آیا اگر این رسانه ها مخاطب داشتند دیگه نیازی به فروش سكه و قالی و نقاب و پرچم وطن و این چیزا داشتن؟ چرا باید دلمون را خوش كنیم به Voa، bbc؟

منبع : کیهان 

 

مهدی هاشمی از طرف پدرش به ماموریت رفته است

ما هیچ مشکلی با هم (احمدی نژاد) نداریم. وی از همکاران ما در دانشگاه علم‌و‌صنعت بوده است و پس از آن، هیچ‌وقت با هم مشکل شخصی نداشتیم.

به گزارش فتنه نیوز ، دانشگاه آزاد یکی از بزرگ‌ترین دانشگاه‌های حضوری با حدود ۴۵۰ واحد دانشگاهی در داخل و خارج از کشور است که از حدود ۳۰ سال پیش تأسیس شد و همواره یکی از خبرسازترین حوزه‌های خبری بوده است.
 
آنچه در ذیل می‌آید بخشی از مصاحبه جاسبی با  فارس است که در ادامه می آید:
پیشرفت ها کار خدا است

*همه پیشرفت‌ها و عظمت‌هایی که دانشگاه آزاد دارد کار خداست و کار من نیست. من و همه مدیرانی که در این دانشگاه خدمت می‌کنیم، خدمت‌گذاران کوچکی هستیم که خداوند به ما این توفیق را داده که در این سنگر خدمت کنیم.

*بدون شک بزرگ‌ترین دانشگاه حضوری جهان است

*نام گذاری برای ۳ دهه دانشگاه آزاد
ما دهه اول دانشگاه آزاد را دهه تثبیت نام نهادیم. دهه دوم را دهه توسعه و دهه سوم را که اکنون در نیمه‌های آخرین سال آن هستیم دهه کیفیت نام‌گذاری کردیم. در دهه چهارم که از سال آینده آغاز خواهد شد، وارد رقابت‌های جهانی با دانشگاه‌های معتبر جهان خواهیم شد.

** نباید از خودم تعریف کنم

من معتقدم که مدیریت من را دیگران باید ارزیابی کنند و مردم و دانشجویان در این دوره و نسل‌های آینده باید قضاوت کنند. من بخواهم از خودم تعریف کنم، فکر نمی‌کنم درست باشد.

**در کارهایم قاعدتاً موفق بوده‌ام

خوب هرکس فکر می‌کند که در کارهایش موفق است و من هم قاعدتاً چنین فکری می‌کنم اما همان‌طور که گفتم قضاوت درباره ارزشیابی یک فرد را خود فرو نمی‌تواند داشته باشد.

** دسته بندی انتقادات

ببینید از ابتدای تأسیس دانشگاه آزاد، انتقادات و نقدهایی بر این دانشگاه بود. این انتقادات چند دسته است که برخی از این نقدها و انتقادات مغرضانه بوده و غیرقابل قبول است. یک سری از این انتقادات از سر دلسوزی بوده که برخی از آنها درست است، منتهی در طول زمان باید حل می‌شد که ما همان موقع هم پاسخ می‌دادیم.

یک سری مسائل هم سیاسی بوده که همیشه هست و ما پاسخ دادیم و در این زمینه برخورد ما یک برخورد کاملاً معقول و منطقی بوده است. ما همواره با منطق و استدلال به میدان رفتیم، هیچ‌وقت نه خودم بلکه تمام مدیران زیرمجموعه خود را نهی کردم از اینکه کوچک‌ترین بی‌احترامی و فحاشی و برخوردهای نامعقول داشته باشند.

** هیچ‌کدام از اتهامات علیه دانشگاه آزاد در طول ۶ سال فعالیت دولت به اثبات نرسیده است

ببینید انتقادهایی که می‌شد بسیاری از آنها اصلاً به دانشگاه آزاد وارد نبود و هیچ‌کدام آنها نتوانست در طول زمان و در بستر این ۶ سال به اثبات برسد، اما بعضی اوقات روی برخی نارسایی‌ها انگشت می‌گذاشتند که قبل از اینکه آنها بیان کنند، خودمان بارها گفته بودیم.

** معامله دانشگاه آزاد با دولت و احمدی‌نژاد اصلاً معنایی ندارد

اصلاً این مسائل مطرح شده را قبول ندارم. ایشان(سلیمی نمین) اصلاً عادت کرده است همیشه با دروغ و تهمت وارد میدان شود و فکر می‌کنم این اقدامات برای وی ذاتی شده و ما هم پاسخش را به صورت معقول و منطقی دادیم البته یک بار هم مجبور شدیم شکایت کنیم و محکومش کنیم. این هم یکی از خلاف‌هایی است که مطرح کرده است. معامله اصلاً معنی ندارد که بخواهیم با کسی معامله داشته باشیم. بنابراین آنچه که ایشان گفته، بنده تکذیب می‌کنم.

*رابطه با دولت

ما هیچ‌وقت با دولت در حال نزاع و تخاصم نبودیم. شما اگر به روزنامه‌هایی که ارگان بنده و یا دانشگاه آزاد است، نگاه کنید، می‌بینید که ما همواره در جهت حمایت از دولت و یا حداقل روش بی‌طرفانه و یا اگر نقدی باشد، نقد منصفانه و دلسوزانه داشته‌ایم. علت آن هم این است که مقام معظم رهبری چنین دیدگاهی دارند، یعنی در حقیقت ملاک و شاخص ما برای تعامل با دولت و مسئولان دیدگاه‌های مقام معظم رهبری است.

ما هیچ مشکلی با هم (احمدی نژاد) نداریم. وی از همکاران ما در دانشگاه علم‌و‌صنعت بوده است و پس از آن، هیچ‌وقت با هم مشکل شخصی نداشتیم.

* تعیین تکلیف دانشگاه آزاد

- من خیلی علاقه‌ای ندارم وارد این فاز از بحث‌ها شوم و شما را حواله می‌دهم به آن کسانی که در شورای عالی انقلاب فرهنگی مسئولیت دارند تا برای شما توضیح دهند وضعیت به کجا رسیده است اما در هر حال ما همیشه بحث‌هایمان را در مجموعه رسانه‌ها خیلی صریح و شفاف مطرح کردیم.

* اظهارنظر من ممکن است بار سیاسی داشته باشد و به مصلحت دانشگاه آزاد نباشد

** بودجه، امکانات و ثروت دانشگاه آزاد متعلق به یک فرد خاص نیست

هیچ‌کس حق ندارد از موضع دانشگاه آزاد از یک فرد حمایت کند یا علیه یک فرد در حوزه‌های انتخابات و مسائل سیاسی کاری کند، ولی در حوزه‌های عمومی چرا، مثلاً ما همه دانشجویان، اساتید و مردم را به شرکت در انتخابات دعوت می‌کنیم. چرا در مسائل کلی وارد می‌شویم ولی اختصاصی ابدا. در این خصوص همیشه در مجامع شورای مرکزی دانشگاه آزاد گفتم و نوارهای آن هم موجود است.

* دانشگاه آزاد از هیچ کاندیدایی در انتخابات ریاست‌جمهوری ۸۸ حمایت نکرد
هیچ‌وقت دانشگاه آزاد از هیچ کاندیدایی در انتخابات ریاست‌جمهوری حمایت نکرد و همیشه استراتژی دانشگاه آزاد این بوده که تابع دیدگاه‌ها و رهنمودهای مقام معظم رهبری باشد و ما این را در عمل نشان دادیم.

** دانشگاه آزاد در انتخابات ریاست‌جمهوری به نفع موسوی میتینگ برگزار نکرد

* اعترافات حمزه کرمی و مسعود باستانی درباره دانشگاه آزاد ربطی به این دانشگاه نداشته است

ایشان (مهدی هاشمی) از طرف رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد منصوب شده و به خارج از کشور رفته و به مدیریت دانشگاه آزاد ربطی ندارد و من این مطلب را گفتم و اکنون هم این مطالب را باز اعلام می‌کنم.

** در مورد مهدی هاشمی کنکاش نکنید
چرا شما امروز آمدید این سؤال‌ها را از من بپرسید؟ انگار هیچ کار دیگری ندارید و آمدید اینجا که پیگیر این موضوع باشید. من به سؤالات شما جواب دارم و این سؤال شما را جواب می‌دهم، دیگر کنکاش نکنید. من به شما جواب دادم دیگر.

** دانشگاه آزاد همه دانشگاه‌های دولتی را پشت سر گذاشته است
* بحث تفکیک جنسیتی را به هیچ‌وجه مطرح نکردم

اینجا یک سوء برداشتی شده و در هرحال آن چیزی که من گفتم با آنچه که در مطبوعات و رسانه‌ها درج شده متفاوت است. من بحث تفکیک جنسیتی را به هیچ‌وجه مطرح نکردم. اصلاً. من گفتم که راه‌اندازی دانشگاه‌های تک‌جنسیتی چیزی نیست که امروز مطرح شده باشد. دانشگاه آزاد از قبل به این اقدام دست زده است و در حال حاضر واحد فلاورجان دانشگاه آزاد یکی از دانشگاه‌های تک‌جنسیتی است

*فضای سیاسی در دانشگاه آزاد باز اما ضابطه‌مند است

دانشگاه‌ها مرکز فعالیت‌های سیاسی هستند و در دانشگاه آزاد هم برخلاف تصور برخی‌ها، اصلاً فضا را نبستیم. فضا باز اما ضابطه‌مند است. یعنی تعداد تشکل‌ها مشخص است و حتی پس از انتخابات ریاست‌جمهوری این تشکل‌ها را همچنان افزایش می‌دهیم و اتحادیه‌های دانشجویی را افزایش می‌دهیم اما فعالیت‌شان را باید طبق ضابطه انجام دهند. البته خط قرمزهایی را شورای عالی انقلاب فرهنگی تعیین کرده و ما در حوزه تشکل‌های سیاسی بسیار فعال‌تر از دانشگاه‌های دولتی بودیم ولی هیچ‌گاه مسئله برای نظام نساختیم
* اجازه نمی‌دهیم در دانشگاه آزاد ساختارشکنی شود

ما اجازه نمی‌دهیم در دانشگاه آزاد ساختارشکنی شود و از همان ابتدای تأسیس این دانشگاه هم اجازه ندادیم. اگر یک استاد و یا دانشجویی نظام را زیر سؤال ببرد با آنان برخورد می‌کنیم و نمی‌گذاریم این امر توسعه پیدا کند و به یک جریان تبدیل شود. این کار خیلی راحت است و به همین دلیل تاکنون مشکلی نداشتیم. حالا کسی در کلاس درس چیزی گفته، ما به آن رسیدگی می‌کنیم تا تمام بشود و برود.

* راه‌اندازی تجمع توسط فائزه هاشمی در دانشگاه آزاد علوم تحقیقات را بزرگ کردند
-آن موضوع چیز خاصی نبود و آن را بزرگ کردند. ولی ما بحث فوق را سریع جمع کردیم. چیز خاصی نبود و رسانه‌ها به آن دامن زدند.

*فارس: آیا فائزه هاشمی در آن تجمع مقصر بود و نقشی داشت؟

- جاسبی: خیر. وی داشت راه می‌رفت. تجمع‌کنندگان برخوردی کردند که وی نیز چیزی به آنها گفته بود و این موضوع را بزرگ کردند درصورتی که چیزی نبود.

 

کروبی حصرش را شکست

حسین کروبی، پسر مهدی کروبی، در یادداشتی در سایت فیس بوک نوشت چند ماه است پدرش را ندیده اما در عین حال از نامه ای خبر داد که مهدی کروبی در همین چند ماه اخیر به او داده است.

http://up.vatandownload.com/images/bokch25xh8owf4b1plz9.jpg

به گزارش جهان، حسین کروبی درباره جزئیات اینکه نامه را شخصا از پدرش دریافت کرده یا به شیوه‌ای دیگری به دستش رسیده توضیحی نداد اما نوشته است پدرم در این نامه درباره خروج من از ایران “ابراز نگرانی خود را اعلام کرده است.”

در نامه مورد ادعای حسین کروبی آمده است: در خصوص ملاقات با پدر، هرگونه صلاح می دانید عمل نمایید و از مسافرت به خارج از کشور حتما پرهیز نمایید زیرا مصلحت نیست و مطمئن باشید ندامت و پشیمانی جبران ناپذیری دارد.

مهدی کروبی درباره چرایی نبود این مصلحت و آنچه “ندامت و پشیمانی جبران ناپذیر” نامیده، توضیح روشنی نیاورده است. به نظر می رسد تاکید آقای کروبی به پسرش برای خارج نشدن از ایران پس از رسانه ای شدن تصمیم حسین کروبی برای ترک ایران نوشته شده است. چندی پیش خبری منتشر شد که از عزم حسین کروبی و خانواده‌اش برای خارج شدن از ایران حکایت می کرد.

پیش از آن خبر پناهندگی «احمد مالکی» خواهرزاده مهدی کروبی به پاریس منتشر شده بود. اسماعیل گرامی مقدم، سخنگوی کروبی هم پیشتر فعالیت هایش علیه نظام را به خارج ایران منتقل کرده است. شاید ترس از تایید همسویی و هماهنگی سران فتنه با بیگانگان موجب اعلام نگرانی مهدی کروبی از خروج پسرش از ایران شده است.

کروبی در بخش دیگری از نامه به پسرش در ادعای جالبی مسئولان نظام را به اقدامات خلاف شرع و قانون متهم کرده است: زشتی و شرمندگی می ماند برای افراد و مسئولینی که ظلم می کنند و بر خلاف قانون و شرع حقوق مردم را پایمال می نمایند.

وی که یکی از سران فتنه ۸۸ است، البته به رویه غیرقانونی و مخالف شرع خود از جمله ایستادگی در برابر رای مردم، تن ندادن به ساز و کارهای قانونی، حمایت از هتک حرمت روز عاشورا و دیگر مقدسات، دفاع از آشوب و اغتشاش، همسویی با بیگانگان و چندین حرکت خلاف قانون و شرع دیگر اشاره ای نکرده است.

مهدی کروبی همچنین در این نامه پسرش را با عبارت “نور چشمم” یاد کرده است.
حسین کروبی سال ۸۹ و پس از انتشار خبری مبنی بر ابتلای آقای کروبی به “سرطان پروستات”، مدعی شده بود که “قرص‌های سرطان‌زای روسی” برای خوراندن به پدرش وارد ایران شده است؛ ادعایی که دستمایه طنز کاربران اینترنت قرار گرفت و البته از سوی مهدی کروبی رد شد.

 

استراتژی رجوی، مزدوری منافقین برای صدام بود

طرح این سؤال در رسانه ها كه سركرده گروهك منافقین كجا غیبش زده، موجب طعن و تمسخر از سوی جداشدگان این گروهك شد.

یكی از جداشدگان در مطلبی آمیخته به طنز و از قول مزدوران رجوی نوشت: به شما چه كه رجوی كجاست؟ عكس و فیلمش هست دیگر، بروید ببینید. چرا می پرسید كجاست؟! در ثانی، هركس رفت قایم شد لابد دلیل دارد. هی كه نمی پرسند كجاست؟!

نویسنده آنگاه می پرسد: مگر رجوی تا حالا بوده كه می پرسید اكنون كجاست؟ اصلا او عادت دارد غیب شود. توی زندان شاه وقتی كه سران مجاهدین اعدام شدند غایب بود. وقتی زن اولش و موسی خیابانی توی خانه تیمی بودند و كشته شدند غایب بود. در عملیات های سازمان بر علیه سربازان ایرانی غایب بود. در ماجرای دستگیری زن سومش در فرانسه غایب بود. حالا هم طبق عادت غایب است و دیگر سؤال ندارد.

یكی دیگر از همین بریده های سازمان منافقین در سایت اینترلینك نوشت: بیش از 23 سال می گذرد كه استراتژی جنگ آزادیبخش سازمان در خاك عراق به گل نشسته است، استراتژی كه انبوهی از جوانان ایران را به مزدوران فارسی زبان دیكتاتورترین مرد عرب (صدام) تبدیل كرد؛ استراتژی كه سربازان ایرانی را هدف گرفت و مردم ایران زمین را در مرزهای مجاور خاك عراق به خون كشانید و خانواده های بسیاری را داغدار كرد. رجوی در این استراتژی همه چیز را باخت و خاك عراق تبدیل به باتلاقی برای تشكیلات سازمان شد. استراتژی سازمان در رفتن به عراق و مزدوری صدام، طناب داری شد برای پایان یافتن رویاهای رجوی.

عضو سابق سازمان منافقین می افزاید: سازمانی كه با شعار جنگ آزادیبخش نیرو ذخیره و به دام می انداخت اكنون برای تكه زمینی كه فقط بتواند خودش در آنجا نفسی كشیده و بقا داشته باشد شب و روزش به هم دوخته شده است و هراسان دست به دامان نمایندگان آمریكایی و لابی اسرائیلی می شود. این همان سازمانی است كه می خواست ایران را با كمك صدام و غرب آزاد كند ولی اكنون شبی نیست كه به آرامش تا صبح سپری كند. راستی مسعود رجوی كجا است كه پاسخ دهد پس چه شد آن سخنرانی های آتشین و فرمان شلیك و دلقك بازی.

اینترلینك با اشاره به بزدلی و بی شخصیتی كم نظیر سركرده منافقین یادآور می شود: او قطعا شجاعت پذیرش شكست و اذعان به آن را نداشت و لذا تصمیم به دروغ های بیشتر و فریب های بزرگتر گرفت تا بدانجا كه پس از 23 سال كه ریش و ریشه اش در خاك عراق سوخته و دود شده، باز هم به دروغ می گوید نگفتم سیاه دانه است!!؟ نگفتم جنگ آزادیبخش جواب دارد!! نگفتم اشرف مركز كانونی نبرد استراتژیك علیه رژیم مذهبی است!! رجوی نه این كه نداند اینها همه حرف مفت است قطعا همه اینها را خوب می داند اما شجاعت پذیرش شكست چیزی است كه در وجود رجوی همچون همه دیكتاتورهای تاریخ یافت نمی شود.

اما بخوانید از شبكه ضد انقلابی بالاترین كه خطاب به سازمان منافقین تاكید می كند: دوستان! آن زمان كه به محضر سیدالرئیس صدام الحسین التكریتی رفتید و سید المسعود الرجوی، صدام را در آغوش گرفت باید می دانستید كه نمی شود به آغوش دیكتاتور رفت، آن هم دیكتاتوری كه به میهنتان حمله ور شده و خون ایرانی را به زمین ریخته. حالا اما صدامی در كار نیست و شما مانده اید و یك كمپ تروریستی كه تنها چند ماه وقت دارید تخلیه اش كنید. متاسفم برای بیچارگان گرفتار در اشرف كه فریب رجوی را خوردند و عمرشان در بیابان های عراق تلف شد و حتی همان رجوی و زنش در كنارشان نایستادند و بزدلانه گریختند.

طرح این سؤال در رسانه ها كه سركرده گروهك منافقین كجا غیبش زده، موجب طعن و تمسخر از سوی جداشدگان این گروهك شد.

یكی از جداشدگان در مطلبی آمیخته به طنز و از قول مزدوران رجوی نوشت: به شما چه كه رجوی كجاست؟ عكس و فیلمش هست دیگر، بروید ببینید. چرا می پرسید كجاست؟! در ثانی، هركس رفت قایم شد لابد دلیل دارد. هی كه نمی پرسند كجاست؟!

نویسنده آنگاه می پرسد: مگر رجوی تا حالا بوده كه می پرسید اكنون كجاست؟ اصلا او عادت دارد غیب شود. توی زندان شاه وقتی كه سران مجاهدین اعدام شدند غایب بود. وقتی زن اولش و موسی خیابانی توی خانه تیمی بودند و كشته شدند غایب بود. در عملیات های سازمان بر علیه سربازان ایرانی غایب بود. در ماجرای دستگیری زن سومش در فرانسه غایب بود. حالا هم طبق عادت غایب است و دیگر سؤال ندارد.

یكی دیگر از همین بریده های سازمان منافقین در سایت اینترلینك نوشت: بیش از 23 سال می گذرد كه استراتژی جنگ آزادیبخش سازمان در خاك عراق به گل نشسته است، استراتژی كه انبوهی از جوانان ایران را به مزدوران فارسی زبان دیكتاتورترین مرد عرب (صدام) تبدیل كرد؛ استراتژی كه سربازان ایرانی را هدف گرفت و مردم ایران زمین را در مرزهای مجاور خاك عراق به خون كشانید و خانواده های بسیاری را داغدار كرد. رجوی در این استراتژی همه چیز را باخت و خاك عراق تبدیل به باتلاقی برای تشكیلات سازمان شد. استراتژی سازمان در رفتن به عراق و مزدوری صدام، طناب داری شد برای پایان یافتن رویاهای رجوی.

عضو سابق سازمان منافقین می افزاید: سازمانی كه با شعار جنگ آزادیبخش نیرو ذخیره و به دام می انداخت اكنون برای تكه زمینی كه فقط بتواند خودش در آنجا نفسی كشیده و بقا داشته باشد شب و روزش به هم دوخته شده است و هراسان دست به دامان نمایندگان آمریكایی و لابی اسرائیلی می شود. این همان سازمانی است كه می خواست ایران را با كمك صدام و غرب آزاد كند ولی اكنون شبی نیست كه به آرامش تا صبح سپری كند. راستی مسعود رجوی كجا است كه پاسخ دهد پس چه شد آن سخنرانی های آتشین و فرمان شلیك و دلقك بازی.

اینترلینك با اشاره به بزدلی و بی شخصیتی كم نظیر سركرده منافقین یادآور می شود: او قطعا شجاعت پذیرش شكست و اذعان به آن را نداشت و لذا تصمیم به دروغ های بیشتر و فریب های بزرگتر گرفت تا بدانجا كه پس از 23 سال كه ریش و ریشه اش در خاك عراق سوخته و دود شده، باز هم به دروغ می گوید نگفتم سیاه دانه است!!؟ نگفتم جنگ آزادیبخش جواب دارد!! نگفتم اشرف مركز كانونی نبرد استراتژیك علیه رژیم مذهبی است!! رجوی نه این كه نداند اینها همه حرف مفت است قطعا همه اینها را خوب می داند اما شجاعت پذیرش شكست چیزی است كه در وجود رجوی همچون همه دیكتاتورهای تاریخ یافت نمی شود.

اما بخوانید از شبكه ضد انقلابی بالاترین كه خطاب به سازمان منافقین تاكید می كند: دوستان! آن زمان كه به محضر سیدالرئیس صدام الحسین التكریتی رفتید و سید المسعود الرجوی، صدام را در آغوش گرفت باید می دانستید كه نمی شود به آغوش دیكتاتور رفت، آن هم دیكتاتوری كه به میهنتان حمله ور شده و خون ایرانی را به زمین ریخته. حالا اما صدامی در كار نیست و شما مانده اید و یك كمپ تروریستی كه تنها چند ماه وقت دارید تخلیه اش كنید. متاسفم برای بیچارگان گرفتار در اشرف كه فریب رجوی را خوردند و عمرشان در بیابان های عراق تلف شد و حتی همان رجوی و زنش در كنارشان نایستادند و بزدلانه گریختند.

 

سیاه‌نمایی ضدانقلاب، صدای خودشان را هم‌درآورد

شدت دروغ بافی و سیاه نمایی در رسانه های وابسته به فتنه سبز، موجب اعتراض یك شبكه ضدانقلابی شد. سایت بالاترین با اشاره به عملكرد مطلقاً منفی بافانه سایت های كلمه و جرس و تلویزیون رسا نوشت: نگاهی كلی به وضعیت خبررسانی و تحلیلهای این سایتها و منابع خبری نشان می دهد كه بخش غالب اخبار منعكس شده از سوی آنها اخباری با بار منفی هستند.

یعنی نوع نگاه و جهت گیری دست اندركاران این رسانه های خبری باعث می شود كه این سایتها اخباری را گزینش كنند و در صدر رویكرد اطلاع رسانی شان بنشانند كه مربوط به اخبار غالبا منفی باشد. كاربر بالاترین پرسیده است: آیا در جامعه اتفاقات خوب و مثبت (هرچند از سوی نیروهای حكومتی یا نیروها و افراد مستقل) به وقوع نمی پیوندد؟ آیا به راستی جامعه از وقایع خوب و امیدبخش خالی است؟ تا چه حد تصویری كلی كه در آینه این رسانه ها از جامعه بر ساخته می شود، با واقعیت جامعه انطباق دارد؟ شاید علاوه بر اینكه لازم باشد راست بگوییم، لازم هم باشد كه تمام راست ها را بگوییم.

آنچه در این تحلیل مغفول مانده این است كه گردانندگان سایت هایی نظیر جرس و كلمه، قصد انتشار خبر درست و اطلاع رسانی صادقانه را ندارند بلكه اساساً ماموریت یافته اند در ازای جیره و مواجبی كه می گیرند عامداً و به شكل سازمان یافته به منفی بافی و سیاه نمایی علیه جامعه ایرانی بپردازند تا شاید گرهی از كار فرو بسته دیكتاتورهای بین المللی گشوده شود. از قدیم گفته اند؛ المأمور معذور.

یادآور می شود جرس و كلمه از لندن و پاریس مدیریت می شوند و به گردانندگان فرصت طلب آنها پول های كلانی در این زمینه از طرف سرویس های اطلاعاتی غربی-جهت انجام عملیات روانی به زبان فارسی- پرداخت می شود.

 

لیست روحانیونی که در قلب‌مردم جای‌دارند!

سیدعلی محمد دستغیب، یوسف صانعی، محمد مجتهد شبستری ...
گویا نیوز در یادداشتی که به قلم علی افشاری، عضو پناهنده شده گروهک تحکیم وحدت، منتشر کرده با انتقاد از یادداشت آقای هاشمی رفسنجانی درباره انقلاب مشروطه آورده است: آقای هاشمی اگر می خواهید روحانیت ملجا و پناه مردم باشد ، حقیقت را پاس بدارید وصادقانه با مردم حرف بزنید. تاریخ ما مشحون از خدمات برخی از روحانیون و خیانت برخی دیگر بوده است که یا از سر جهل و یا از سر منفعیت طلبی روزگار ملت و میهن را سیاه کرده اند.

افشاری در ادامه در ادامه به معرفی روحانیونی پرداخته که به ادعای او "در قلب مردم جای دارند." همکار فعلی تلویزیون دولتی آمریکا "سیدعلی محمد دستغیب، یوسف صانعی، محمد مجتهد شبستری، مهدی کروبی، حسن یوسفی اشکوری، عبدالله نوری، احمد منتظری، سید جلال الدین طاهری اصفهانی و احمد قابل را از جمله روحانیونی دانست که در شرایط کنونی و به علت حمایت از جریان فتنه چنین جایگاهی دارند.

افراد مورد اشاره علی افشاری از حامیان جریان فتنه بوده و تاکنون در حمایت از سران فتنه ده ها بیانیه و مصاحبه منتشر کرده اند.به عنوان نمونه احمد منتظری، فرزند ارشد مرحوم حسینعلی منتظری، اخیرا در نامه ای به سایت ضدانقلابی جرس خواستار تقدیر از سران فتنه و یا دست کم آزاد کردن آنان شد! علی محمد دستغیب هم چند روز پیش هم خواستار لغو حصر موسوی و کروبی شد و این موضوع را به عنوان یکی از شروط حضور در انتخابات ذکر کرد!
 
 


نوشته شده در : سه شنبه 18 مرداد 1390  توسط : .    نظرات() .

سیستم افزایش آمار میهن لینك