تبلیغات
فتنه های آخرالزمان - مرد خاکستری اصلاحات هم "آیت الله" شد!

امروز:

مرد خاکستری اصلاحات هم "آیت الله" شد!

مرد خاکستری اصلاحات هم "آیت الله" شد!

بعدها در خلال اعترافات دستگیر شدگان فرقان بدست آمد هم گودرزی و هم دوستانش در جلسه ی تفسیر قرآن آقای موسوی خوئینی ها در مسجد جوستان شركت می كردند.

اینکه فتنه گران و حامیان آنها هر از چند گاهی دست به کشته سازی بزنند و یکی را شهید لقب دهند و دیگری را قاتل و یا اینکه یکی را جواز مرجعیت دهند و دیگری را فاقد علم و ادب و تقوا، چیز عجیب و دور از انتظاری نیست لذا در همین راستا روزنامه اعتماد در مطلبی در ویِژه نامه خود با عنوان «رسالت جدید آیت الله» به موسوی خوئینی ها لقب «آیت الله» داد و درباره سکوت و خانه نشینی وی نوشت : موسوی خوئینی ها که بعد از رحلت امام(ره) خانه نشین شده بود؛ به دنبال انتخابات مجلس چهارم، رد صلاحیت گسترده نیروهای چپ و عدم چاپ بیانیه مجمع در رسانه های آن دوران، برای بقای نیروهای چپ روزنامه سلام را منتشر کرد . روزنامه ای که اگر مخالفان می دانستند از روز اول مانع انتشار آن می شدند زیرا این روزنامه عامل پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات 76 شد(!) و به دنبال افشاگری تاریخی 15 تیرماه 1378 مبنی بر اقدامات سعید امامی در راستای تهدید مطبوعات توقیف شد.

اعتماد در ادامه نوشت: موسوی خوئینی ها بعد از 10 سال سکوت و خانه نشینی ترجیح داد تا با راه اندازی یک سایت رسمی نظرات خود را منتشر کند . احتمال می رود که وی می کوشد همان نقشی را ایفا کند که با روزنامه سلام توانست به منصه ظهور برساند.

این در حالی است که با مروری بر خاطرات مربوط به فرقه فرقان نقش كلیدی انحرافات تفسیری موسوی خوئینی ها در راه اندازی ماتریالیستهای منافق و فرار رو به جلوی او در پیوستن به تسخیر لانه جاسوسی آمریكا جای مداقه دارد.

سال گذشته ماهنامه فرهنگی تاریخی "یادآور " در یک شماره ویژه گروهك فرقان با عنوان «بازخوانی كارنامه فرقان و فرقان گونگی در تاریخ انقلاب؛ فاصله روشنفكری تا خشونت» از سوی موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران منتشر شد که بازخوانی آن خالی از لطف نمی باشد.

این ماهنامه كه حوزه اصلی فعالیت خویش را انتشار اسناد شفاهی تاریخ معاصر ایران قرار داده، در آن شماره در گفتگو با افراد مختلف بادیدگاههای گوناگون به بررسی تمامی ابعاد این گروهك پرداخته است.

از جمله نكات جالب و خواندنی آن ویژه نامه بررسی نقش محمد موسوی خوئینی ها و جلسات تفسیر او در پیدایش افكار گروهك فرقان می باشد كه در خلال مصاحبه با افراد مطلع و صاحبنظران به آن پرداخته شده است. نظر به اهمیت این موضوع در شناخت ماهیت و افكار موسوی خوئینی ها كه گفته می شود نقش كلیدی در پیدایش و هدایت فتنه 88 داشته است، بخش هایی از این ویژه نامه كه به این موضوع اختصاص دارد، تقدیم خوانندگان عزیز می شود:


حجت الاسلام والمسلمین سید هادی خسروشاهی:

فرقه ی فرقان همانند سازمان آرمان مستضعفین و سازمان مجاهدین با استناد ظاهری به آیات قرآن و تفسیر مادی گرایانه آنها در راستای اهداف و امیال فرقه های خودشان خواستار حذف علما و رهبران جریان اصیل اسلامی بودند و این به موازات فعالیت هواداران سكولاریسم الحادی بود كه با اساس دین و باورهای مذهبی مخالفت می كردند. عقیده ی این سازمان ها و گروهها كه خواستار به اصطلاح اسلام منهای آخوند و یا سیاست منهای روحانیت بودند،درواقع زاده ی گروهی بودند كه از زمانهای بسیار دور به مبارزه ی مستقیم و صریح برای حذف كامل مذهب از زندگی مردم برخاسته بودند و در واقع با قیافه ی مذهبی و تفسیرهای مادی از مبانی اسلامی مزورانه در تحریف و مسخ و حذف عناصر و ارزشهای اخلاقی فرهنگی و اجتماعی مذهب می كوشیدند . این گروهها نقطه ی مشتركی با هم داشتند و آن اسلام منهای روحانیت بود زیرا كه روحانیت سدّی محكم و مقاوم در برابر آنان به شمار می رفت ...

...من در تحلیل ها و بررسی های سیاسی – تاریخی خود به این جمع بندی رسیده ام كه بی تردید رهبری این فرقه علاوه بر عناصر و سازمان های ضد انقلاب داخلی با عناصر سیا و جاسوسان بیگانه هم ارتباط داشته و از آنها برای اجرای توطئه های خائنانه خط می گرفته و حتی به آنها وعده ی ترور هفتگی می دهد...

به دنبال اشغال [تسخیر] سفارت آمریكا اسنادی به دست آمد كه دلیلی روشن بر ارتباط همه جانبه ی یك طلبه ی قدیمی با سفارت و وعده ی ترور های هفتگی! وی به وزارت خارجه آمریكا بوده و به طور محرمانه مخابره شده است.

نمونه ای از این اسناد سند زیر است:

محرمانه و فوری
از سفارت آمریكا در تهران به وزارت امور خارجه
یكی از دوستان قدیمی دفتر سیاسی كه یك طلبه قدیمی است و سال گذشته مسئول مركز بحث های ایدئولوژیك برای شاگردانش بود یك دید خلاصه ای از فرقان داد. یازده نفر از شاگردان قدیمی این شخص عضو گروه فرقان در تهران هستند. تعداد اعضای گروه فرقان چهل الی پنجاه نفر می باشد. آنها تركیبی از چپ گراها و راست گراها هستند. اگر چه بیشتر آنها نامتعادل هستند. به جز بعضی از افراطیون اغلب آنها اصول اسلامی را قبول دارند و احساس می كنند كه ترور راهی است كه آنها از دست روحانیونی كه با نظرات آنها هماهنگی ندارند خلاص می شوند. یكی از اعضای فرقان افتخار می كرد كه آنها در نظر دارند خرابكاری را با ترور هفته ای یك روحانی شروع كنند و تا رسیدن به موفقیت ادامه دهند. اشكال در این است كه در اینكه موفقیت چقدر می تواند باشد به توافق نرسیدند. منبع بیان داشت اعضای گروه فرقان كه با آنها در تماس است توجهشان را به اهداف داخلی معطوف كرده اند.

در اینجا باید اشاره كنم كه رابط سفارت با فرقان شخصی بنام ویكتور تام ست بوده كه به هنگام اشغال سفارت و گروگانگیری به وزارت خارجه ایران پناهنده شد و به رغم درخواست رسمی و كتبی دادستانی انقلاب اسلامی از وزارت خارجه برای بازجویی از وی در رابطه با ماجرای فرقان سرپرست وزارت خارجه ایران یعنی آقای صادق قطب زاده از تحویل او به دادستانی خودداری نمود و او كه عضو اصلی و فعال شبكه جاسوسی سیا در ایران و حلقه ی وصل سیا با فرقان بود به كمك سفارت كانادا در ایران به سلامتی به واشنگتن برگشت!

... فرقانی ها فهرست بلند و بالایی از شخصیتهای مختلف تهیه كرده بودند كه به قول خودشان هفته ای یكی از آنها را ترور كنند! محصول این توطئه خائنانه ترور 20 نفر بود كه از آنها نه نفر از جمله آیت الله مرتضی مطهری ،آیت الله قاضی طباطبائی ،دكتر محمد مفتح ،سرلشگر محمد ولی قرنی ،حاج مهدی عراقی ،حسام عراقی ،تقی حاج طرخانی ،شیخ قاسم اسلامی و ... شهید شدند و 6 نفر از جمله آیت الله آقارضی شیرازی، آقای هاشمی رفسنجانی ،آیت الله ربانی شیرازی ،آقای حسین مهدیان و ... مجروح شدند. پنج نفر دیگر هم كه در میان آنها دو كارخانه دار و یك تبعه ی آلمانی و یك واعظ دوران رژیم قبل (محسن بهبهانی) و یك مداح (سید جواد ذبیحی) كه از زندان آزاد شده بود دیده می شود. اینها هم توسط فرقه ی فرقان ترور و كشته شدند.

... با توجه به اینكه بعدها معلوم شد كه یكی از اعضای هسته ی دوم فرقان به نام محمد حسینی عضو سازمان (منافقین خلق) بوده است باید حداقل این را پذیرفت كه سازمان افراد نفوذی خود را در این فرقه داشته و می توانسته در ترورها خط دهی كند و یا اطلاعات مقدماتی برای انجام ترورها را در اختیار این فرقه بگذارد. از سوی دیگر خانه های امن تیمی فرقان مملو از كتابها و نشریات سازمان بوده كه با توجه به كمیت آنها بی تردید فقط برای مطالعه گودرزی و هوادارانش نبوده است.

تأمین هزینه های سنگین چاپ و نشر دهها كتاب در صدها هزار نسخه و پرداخت هزینه های جاری افراد كه بالغ بر پنجاه نفر شده بودند نخست از راه تهدید و باج گیری از مردم به دست می آمد! و سپس برای توسعه كار به سرقت مسلحانه از بانك ها دست زدند!

چارت سازمانی آنها تقریبا به این شكل بود:

رهبر : اكبر گودرزی

مركزیت : علی حاتمی، سعید مرآت، كمال یاسینی، عباس عسگری

هسته ی وابسته: حسین اقرلو، علی اسدی، بهرام تیموری، حسن حسنی، حمید نیكنام، سعید واحد، محسن سیاهپوش، عبدالرضا رضوانی، محمد حسینی

... در همان مصاحبه [مرتضی الویری با مجله داخلی!مجاهدین خلق یعنی چشم انداز] پس از ذكر علت قطع همكاری [ الویری] باآن فرقه[تحت امر گودرزی] از قول آقای الویری آمده است كه: دیگر برای توزیع ونگهداری كتابهای آنها آمادگی نداشتیم. به یاد دارم چند صد هزار جلد كتاب آنها نزد ما باقی ماند كه كتابها را معدوم كردیم .

خُب! [فرقه ی فرقان به عنوان] سازمانی كه امكانات مالی ندارد چگونه فقط چند صد هزار جلد كتاب با هزینه های گزاف چاپ می كند و آنها را علاوه بر خودشان و دیگران در اختیار سازمان فلاح هم كه توسط ایشان و مهندس محمد [كاظم پیرو] رضوی و حمید فغفور مقربی و حسین شیخ عطار و چند نفر دیگر اداره می شد قرار می دهد؟


علامه محمد تقی مصباح یزدی:

...اینكه چطور این گروهها پیدا می شوند روانشناختی خاصی دارد. افرادی پیدا می شوند كه استعداد خاصی دارند و غروری در آنها پیدا می شود. می بینند كسانی كارهای بزرگی را انجام داده اند به خود می گویند چرا ما این كار را نكنیم. عامل روانی مشترك بین همه ی اینها غرور است و اینكه احساس می كنند می توانند كارهای بزرگی انجام دهند!

قبل از پیدایش فرقان گروه مشابهی هم در قم سربرآورد كه پس از انقلاب هم تا مدتی مشغول فعالیت های خطرناك بود. مؤسس این گروهك هم طلبه ساده ای بود كه بسیار مغرور بود : سید مهدی هاشمی را از زمانی كه كت و شلواری بود می شناختم. همان زمانی هم كه هنوز درس رسائل و مكاسب می خواند حس می كرد عُرضه ی خاصی دارد..به این توهم دچار شد كه می تواند دنیا را تسخیر كند كشور های دیگر را تابع دیدگاه خود كند با رئیس فلان كشور ارتباط برقرار كند و از این نوع بلندپروازی ها پیدا كرد.خودش هم نهایتا در اعترافاتش گفت كه عامل همه اینها غرور بوده است.

رهبر گروهك فرقان هم همینطور بود.او فرد با استعدادی بود و به یك خانواده ی فقیر و مذهبی تعلق داشت. او همراه با درس های طلبگی كه خیلی هم طول نكشید به مطالعه ی كتاب های روشنفكران روی آورد و سخت تحت تأثیر آنها قرار گرفت و تز اسلام منهای روحانیت را كه بعدا اینها پرچمدارش شدند از نویسنده دیگری اخذ كردند.

مطالعات او هم روی همان كتابها بود و سخنرانیهایی هم كه می كرد ترجمانی از همان كتابها بود.تفسیرهایی هم كه برای قرآن می گفت و می نوشت برگرفته از همان تفسیر سمبلیك قرآن بود كه از فرانسه به ارمغان آورده شده بود.فردی كه این نگاه را از فرانسه آورد در تفسیر هابیل و قابیل در قرآن گفته بود: هدیه ی قابیل پذیرفته نشد چون سرمایه دار بود! و خوشه های گندم هابیل پذیرفته شد چون كشاورز زحمتكشی بود! سپس می گوید: من مانده بودم این كلاغ سیاه در این قصه چه كاره است؟ بعد متوجه شدم كه آن كلاغ سیاه آخوند است! و این آقا شد الگوی تفسیر سمبلیك قرآن!

و این نوع نگاه و تفسیر منتقل شد به آقای گودرزی كه سواد كم و غرور زیاد داشت و شرایط مساعد اجتماعی هم در او این پرسش را برانگیخت كه ما چرا فقط برای داستان هابیل و قابیل این كار را بكنیم؟می شود همه ی قرآن را این طور تفسیر كرد!

متأسفانه بعضی از اشخاصی كه الان هم از شخصیتهای پشت پرده ی جریانات اخیر هستند در مسجد قلهك و جاهای دیگر همین حرف ها را زدند.. در سایه ی اظهارات آن افراد چهره هایی مانند گودرزی هم جرئت بیشتری پیدا می كردند ...

مرحوم آقای مطهری به عنوان یك اسلام شناس واقعی می دانست كه اگر تفسیر سمبلیك مطرح شود و جا بیفتد بزرگ ترین خطری است كه اسلام را تهدید می كند و قرائت های مختلف و من درآوردی از قرآن را به همراه خواهد داشت و از آن پس هر حرفی بزنید جواب خواهند داد این قرائت شماست .ما قرائت دیگری داریم! و دیگر چیزی كه بشود به آن استناد كرد باقی نمی ماند.
چه خطری بالاتر از این برای دین وجود دارد؟
این خطرات را امثال آقای مطهری درك می كردند ... دیگران می گفتند حالا یك طلبه ای یك حرفی زده و یك اشتباهی كرده حرفش ارزشی ندارد ولی آقای مطهری می دانست این حرفها چه پتانسیلی دارند و چگونه به سرعت رواج پیدا می كنند... ایشان می دانست كه این درخت از ریشه فاسد است.تشخیص اینكه فساد مربوط به ریشه است یا برگ یا شاخه كار امثال مطهری است...

حاج احمد قدیریان :

بعدها در خلال اعترافات دستگیر شدگان فرقان بدست آمد هم گودرزی و هم دوستانش در جلسه ی تفسیر قرآن آقای موسوی خوئینی ها در مسجد جوستان شركت می كردند. من خودم هیچ وقت به جلسات ایشان نرفتم اما چون برخی از دوستانم می رفتند از محتوای سخنان ایشان به ما خبر می دادند.

علی مطهری :

فرقانی ها متأثر از افكار ماركسیستی بودند... می خواستند اسلام را بر ماركسیسم تطبیق بدهند و احكام اسلامی را بر اساس ماركسیسم توجیه كنند. من معتقدم اینها بیشتر متأثر از افرادی چون موسوی خوئینی ها و دكتر پیمان بودند و همینطور از نهضت آزادی خارج از كشور و دكتر یزدی و قطب زاده و جزواتی كه از طرف آنها می آمد...

حجت الاسلام والمسلمین سید هادی خسروشاهی:

اكبر گودرزی...به تكثیر و نشر دروس تفسیری به شكل پلی كپی اقدام می كرد و از اسفند 1356 نشریه فرقان را منتشر ساخت كه تا اسفند ماه 1359 سی و پنج شماره از آن به طور ماهانه منتشر گردید.

فعالیت های گودرزی پیش از انقلاب محدود به كارهای به ظاهر دینی و فرهنگی بود و به رغم فشار همه جانبه رژیم بر همه ی نیروهای چپ و راست هیچ نوع محدودیت و مشكلی هم توسط رژیم شاه و ساواك بر سر راه فرقان ایجاد نمی شد. حتی به گفته ی خود گودرزی برای فعالیت های بیشتر با دامنه ی وسیعتر وی با هماهنگی دو نفر به نامهای دكتر عابد و دكتر ملكی تصمیم می گیرد رهسپار اروپا شود و به همین منظور بدون هیچ مشكلی راهی پاكستان می گردد. قرار می شود از آنجا به لبنان برود ولی آنها به وعده خود وفا نمی كنند و او را حتی به بیروت هم نمی برند. لذا پس از اقامت دو ماهه در پاكستان باز به ایران بر می گردد و از نو به كار تشكیل جلسات مذهبی و نشر كتاب و صدور اعلامیه می پردازد كه باز با هیچ مسئله ای از طرف ساواك روبرو نمی شود!

حجت الاسلام والمسلمین جعفر شجونی:

گودرزی بعد از آنکه از طرف علمای محترم و شناخته شده و حوزه های علمیه ی مهم تهران طرد شد به سراغ آقای موسوی خوئینی ها در مسجد جوستان رفت و او هم گودرزی را پذیرفت و این هم امر غیر منتظره ای نبود. آقای خوئینی ها قبل از انقلاب در آن مسجد در مقام تفسیر قرآن حرف های عجیب و غریبی می زد که من اسم آن را گذاشته بودم قرآن شناسی آسان!...این آقای موسوی خوئینی ها هم به گفتن تفاسیر مارکسیستی معروف بود.آقای مطهری چند باری به او هشدار داده بودند ولی او کار خودش را می کرد.مدتی در آن مسجد این حرف ها را زد و عده ای جوان ناآگاه هم دور و برش را گرفتند و تصور می کرد که بازارش همیشه گرم می ماند...گودرزی به مسجد جوستان رفت و آقای موسوی خوئینی ها هم او را به مسجد خمسه فرستاد.مسجد خمسه در اواسط خیابان سراب در خیابان دولت – یخچال واقع شده است....

موسوی خوئینی ها از کسانی بود که قبل از انقلاب به این ذهنیت دامن می زد که هر نوع فعالیتی در دستگاههای دولتی و شبه دولتی کمک کردن به رژیم است و حال آنکه توجه نمی کرد که بعضی ها از همین کارهای شبه دولتی توانستند به اندازه ی ده ها سال تأثیر کار او داشته باشند و بلکه بسیار بیشتر . علناً می گفت آقای مطهری و آقای مفتح که تدریس در دانشگاه را پذیرفته اند با حکومت سازش کرده اند و تبدیل به ترمز انقلاب شده اند!...او همین حکم را هم درباره آقای بهشتی و آقای باهنر می داد که به آموزش و پرورش رفته بودند و کتابهای درسی را تدوین می کردند.می گفت که اینها همکار فرخرو پارسا شده اند! و حال آنکه اگر قرار به انقلابیگری و منبرهای داغ رفتن و بعد هم زندانی شدن باشد من که از بسیاری از اینها جلوتر بودم ولی هیچ وقت از این فکرها نمی کردم.من 25 بار زندان رفته و شلاقهایی خورده ام که اگر به دیوار می زدند خراب می شد منتهی کار امثال بنده روبنایی بود.یعنی اگر یک پروژه ساخت و ساز خانه را در نظر بگیرید کار ماها حکم دکوراسیون خانه را داشت و کارهای زیربنایی و پی ریزی و اسکلت بندی را امثال آقای مطهری انجام می دادند....

یک شیخ محترمی ... آقای قاسمی.. نقل می کرد من یک شب در مسجد جوستان کنار آقای کروبی نشسته بودم وآقای موسوی خوئینی ها هم روی منبر بود. اکبر گودرزی و محمود کشانی.. نشسته ومحو حرف های آقای خوئینی ها شده بودند. این آقارفته بودبالای منبر و آیه شریفه و یصدون عن سبیل الله را کنایتاً و گاهی تصریحاً بر آقایان مطهری و مفتح و بهشتی تطبیق می داد و می گفت اینها ترمز انقلاب و سازشکارند و با دستگاه روی هم ریخته اند! من که دیدم گودرزی و کشانی مات و مبهوت حرف های خوئینی ها هستند به کروبی گفتم بابا اگر فردا انقلاب پیروز بشود اینها با اولین اسلحه ای که به دستشان بیفتد می روند و اینها را می کشند.

کروبی را که می دانید هم احساساتی است هم عصبی. دستش را بلند کرد و زد روی پای من و گفت نه بابا! اینجوری نیست .ولی بعدها دیدیم که اتفاقاً اینجوری شد!...

همین محمود کشانی از کسانی بود که آقای مفتح را در دانشگاه الهیات به گلوله بست. این مسأله که فکر را چه کسی توی کله یک مشت بی سواد کرده بود باید ریشه یابی کرد. بعد از سی سال که از انقلاب می گذرد باید معلوم شود محرکین اینها چه کسانی بودند که اینقدر به خود جسارت دادند که چنین شخصیت هایی را بکشند...

...موسوی خوئینی ها... صریح بگویم آقای مطهری معتقد بود که او مارکسیست شده است! آقای مطهری اعتقاد افراد را از روی ظاهر و لباسشان نمی سنجید بلکه محتوای حرف و فکر آنها را بررسی می کرد.ایشان می فرمود این نوع تفاسیر تفاسیر مارکسیست هاست.حالا بر زبان هر کسی که می خواهد جاری شده باشد...

از آیت الله آقا رضی شیرازی بپرسید. ایشان تعریف می کرد که وقتی آیت الله انواری از زندان آزاد شدند با آقای مطهری به دیدن ایشان رفتیم .وقتی به منزل ایشان وارد شدیم دیدیم موسوی خوئینی ها هم آنجا نشسته. او چون با آقای مطهری بد بود تا چشمش به ایشان افتاد بلند شد و رفت بیرون! آقای مطهری با حالت عصبانیت و تحکم از آقای انواری پرسیده بود او را می شناسید؟ آقای انواری جواب داده بود بله این آقای خوئینی هاست. آقای مطهری می گوید:خبر دارید مارکسیست شده؟

آقای مطهری واقعاًدرباره ی آقای موسوی خوئینی ها همینطور فکر می کرد و بخشی از هشدارهایی هم که در مقدمه ی کتاب گرایش به مادیگری داد درباره ی همین آدم و اطرافیانش بود....

... وقتی بعد از سالها به این موضوع فکر می کنم می بینم فقط دو دسته بودند که در این لباس[لباس روحانیت شیعه] می ماندند. یک عده با نیت خالص می خواستند خدمت کنند و جوانمردی به خرج می دادند.دسته دوم هم یک عده آدم مرموز بودند که دستی اینها را در این لباس نگه می داشت تا در مواقع مقتضی در جامعه شبهه افکنی کنند...

در دوران قبل از انقلاب ...چیزی که برای همه مهم بود پیش بردن مبارزه و پیروزی انقلاب بود . در آن سالها هر کسی که به نوعی به جریان مبارزه منسوب می شد نزد مردم احترام پیدا می کرد چون مردم از دستگاه نفرت داشتند.کمتر کسی مثل آقای مطهری متوجه تفاوت صفوف و انحراف افرادی می شد که خود را در میان مبارزین جا زده بودند....بسیاری معتقد بودندحالا وقت طرح این مسئله نیست چون در صفوف مبارزین با رژیم شکاف ایجاد می شود ولی ایشان معتقد بود که باید از همین حالا جلوی رشد این جریان را بگیریم وگر نه در آینده مسئله ساز خواهد شد... عده ای از حامیان [آن دوره] گروه فرقان [بعد از پیروزی انقلاب] توسط خود آنها ترور شدند.. یکی از آنها شهید حاج تقی حاج طرخانی است. این شهید بزرگوار خیلی به گودرزی خدمت کرد... بعد از انقلاب گودرزی می رود دم در منزل حاج طرخانی و می گوید ما پانصد هزار تومان پول نیاز داریم. پول زیادی بود. حاج طرخانی می پرسد شما این پول را برای چه چیزی لازم دارید؟ گودرزی می گوید می خواهیم انقلاب کنیم.حاج طرخانی می گوید انقلاب که کردیم! گودرزی می گوید نه این انقلاب نشد. ما می خواهیم علیه این آخوندیسم موج سوار انقلاب کنیم! حاج طرخانی بنده خدا هم گفته بود: ما از این پولها نداریم به کسی بدهیم. گودرزی هم کینه او را به دل گرفت و در ماه رمضان با دو سه نفر دم در منزل شهید حاج طرخانی آمد و او را جلوی چشم دختر ده دوازده ساله اش به گلوله بست. خیلی بی حیایی و بی چشم و رویی کرد...

 

ترویج همجنسگرایی در شبكه «من وتو»!

شبكه بهایی «من و تو» در قالب مستندی به ترویج و تبلیغ همجنسگرایی پرداخت.

كیهان: این شبكه با ساخت مستندی درباره زندگی خواننده و شومن تلویزیون رژیم طاغوت كه پس از انقلاب به خارج فرار كرد، همجنسگرایی را میلی شخصی و ژنتیك توصیف كرد. این فیلم با اشاره به این كه شومن در مظان تمایلات همجنسگرایانه بود، از قول آهنگسازی ضد دین به نام اسفندیار منفردزاده، تاكید بر آزادی همجنسگرایان توسط وی را، باوری متحدانه برشمرد.

شبكه من و تو متعلق به شبكه تلویزیونی مرجان معرفی می شود كه مالكیت آن با خواهر و برادری به نام مرجان و كیوان عباسی است. پدر این دو صاحب شبكه ای پورنو و غیراخلاقی به نام «Hostlertv» در كاناداست. فعالیت بهائیان در من و تو و بخصوص فردی به نام «مك وولین» به عنوان رابط میان وزارت خارجه انگلیس و من و تو، این شبكه را به عنوان مكمل بی بی سی فارسی توصیف می كند.

تمسخر ارزشهای اسلامی، تاكید بر ضرورت روابط نامشروع، ترویج زندگی غربی، ارائه تصویری زشت از جامعه دینی و نفی پیشرفتهای علمی و صنعتی ایران، از محورهای اصلی برنامه های من و توست. گفتنی است این برنامه مستند، توسط عواملی سكولار تهیه شده است كه یكی از آنها «رها-ا» شناخته می شود.

وی بنا به اعتراف خودش، از بهائیان متعصب و فعال در جریان فتنه اسرائیلی - آمریكایی 88 است. مادر وی آشپز كاخ نیاوران بوده است. «سالومه-سیدی نیا» هم یكی از مجریان ضد دین و مطلقه ای است كه در قالب یك برنامه درجه سه، به تمسخر نظام و دستاوردهای علمی ایران مشغول است. وی كه در میان كاركنان من و تو، به زنی دارای تمایلات همجنسگرایانه شدت دارد، خود را نامزد برنامه ساز ضد دین دیگری به نام امیرعلی معرفی می كند.

«ندا-ج» هم از دیگر مجریان بهایی من و توست. اخبار رسیده از درون این شبكه از تلاش برای جذب بهائیان به عنوان برنامه ساز و مجری حكایت می كند.

 

فعالیت غیرقانونی حزبی روی موج توهم و دروغ
رضا پورعلوی
 
روز چهارشنبه در حاشیه مراسم ختم پدر حجت‌الاسلام حسن روحانی، محمدرضا خاتمی عضو مرکزیت حزب منحله مشارکت در جمع خبرنگاران حرف‌هایی را به زبان آورد كه پیش از این بارها و بارها از حنجره آلوده رسانه‌های غربی شنیده بودیم.

مصاحبه او اگرچه كوتاه بود اما حاوی اتهاماتی بزرگ علیه نظام جمهوری اسلامی و مواضعی ناصواب درباره انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی بود. وی در پاسخ به این سؤال که آیا اصلاح‌طلبان در انتخابات آینده شرکت خواهند کرد یا خیر، این سؤال را مطرح کرد که «آیا قرار است انتخاباتی برگزار شود؟» خاتمی البته برای آنكه نقش خود را كامل ایفا كرده باشد، تأكید کرده که «اصلاح‌‌طلبان در انتخابات شرکت نخواهند کرد.» در برابر این مواضع خاتمی تذكر چند نكته ضروری است: ‌

۱- پیش از آنكه آقای خاتمی درباره حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات حكمی صادر كند باید بگوید كه ایشان در چه مقطعی و در كدام محفل به عنوان نماینده اصلاح‌طلبان انتخاب شد كه اینگونه از قول همه اصلاح‌طلبان سخن می‌گوید و از عدم حضور این طیف سیاسی در انتخابات خبر می‌دهد؟
۲- آیا وی كمترین ارتباطی با اصلاح‌طلبان دارد و از نظرات جمعی اصلاحات مطلع است؟ اگر مطلع نیست چرا اینگونه با قاطعیت درباره انتخابات آینده‌نگری می‌كند؟ و اگر مطلع است چگونه است كه برادر همین شخص یعنی سید محمد خاتمی نظر دیگری دارد و بدون آنكه از عدم حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات سخنی بگوید، شرط‌گذاری برای چنین حضوری را از هم اكنون آغاز كرده است؟
۳- اینگونه اظهارات در میان اصلاح‌طلبان به یك بازی و نقش‌آفرینی و تقسیم وظایف در گروه‌های مختلف بیشتر شبیه است. هر كدام یك نظری می‌دهند و مخاطب اصلاحات را گیج و مبهوت در برابر یك سرنوشت ملی باقی می‌گذارند. عده‌ای از آنان انتخابات را تحریم می‌كنند، عده‌ای دیگر برای حضور شرط‌گذاری می‌كنند و عده‌ای دیگر نقش‌های دیگری را بازی می‌كنند.
۴- شباهت اظهارنظر میان برخی از اصلاح‌طلبان درباره انتخابات با آنچه در شبكه‌های غربی ارائه می‌شود،

به عنوان یك راهكار و تدبیر درست، این عده لازم است در راستای انجام فعالیت خیر سیاسی به جای اتهام زنی به نظام و مسئولان و شبهه آفرینی و نیز شرط گذاری و تهدید و تحریم در امر انتخابات، اتهامات خود را رفع كنند
جای تعجب دارد و این پرسش جدی را مطرح می‌كند كه آیا این عده خود را داخل نظام می‌دانند یا خارج از محدوده قانونی نظام كه همسو با اظهارنظرات سوء دشمنان انقلاب شده‌اند؟ اگر داخل نظام باشند و عملكرد آنان مؤید این موضوع باشد، حق آنان برای حضور در انتخابات محفوظ است و بستگی به اراده آنان برای حضور یا غیبت دارد و اگر با عملكرد خود خروج خود از حاكمیت و نظام را اثبات كنند كه دیگر اراده‌ای برای آنان مبنی بر حضور یا غیبت در انتخابات نیست چراكه در نظام جمهوری اسلامی هیچ حق و اراده‌ای برای معاند جهت كاندیداتوری و شركت در انتخابات نیست.
۵- ابراز چنین سخن تشویش آفرینی كه «آیا قرار است انتخاباتی برگزار شود» سخن تازه‌ای نیست و پیش از انتخابات دهم ریاست جمهوری نیز در اظهاراتی مشابه از سوی جبهه اصلاحات به رغم تبلیغات پرهزینه و گسترده، شنیده می‌شد. گویا این عده به چنین روش‌های سوخته‌ای عادت كرده‌اند كه برای توجیه شكست‌های احتمالی خود در آینده و دلیل تراشی جهت راه‌اندازی آشوب و فتنه، از چند ماه قبل از انتخابات، به تشكیك و شبهه‌آفرینی در این امر خطیر بپردازند.
۶- از آنجا كه مدعیان تحریم انتخابات از مدت‌ها پیش برای حضور در انتخابات مجلس نهم برنامه‌ریزی و سرمایه‌‌گذاری كرده‌اند و قصدنهایی آنان برای حضور در انتخابات قطعی شده است و برای افزایش درصد موفقیت خود حتی حاضر به تشكیل ائتلاف با برخی جریانات انحرافی روی ریل قدرت و ثروت شده‌اند، امیدواریم لااقل عده‌ای به فعالیت حزبی روی موج شك، شبهه، توهم، دروغ و همسویی با گفتار كفتارهای جبهه استكبار عادت نكرده باشند و بقای سیاسی خود را در این موارد نبینند.
۷- به عنوان یك راهكار و تدبیر درست، این عده لازم است در راستای انجام فعالیت خیر سیاسی به جای اتهام زنی به نظام و مسئولان و شبهه آفرینی و نیز شرط گذاری و تهدید و تحریم در امر انتخابات، اتهامات خود را رفع كنند و در راستای جبران گناه خویش برآیند تا شاید مورد اقبال جامعه قرار گیرند. اصلاح‌طلبان خصوصاً محمدرضا خاتمی با عملكرد مفتضح خود در مجلس ششم كه تا مدت‌ها از خاطره مردم پاك نخواهد شد، جرم بزرگ تری را نیز در جریان انتخابات دهم ریاست جمهوری در سال ۸۸ مرتكب شدند كه با ابزارهایی چون كمیته صیانت از آرا، تلاش برای آوردن نظارت بین‌المللی به صحنه، هشدار برای جلوگیری از تقلب و در نهایت با اعلام تقلب در شمارش آرا و مواردی از این دست درصدد موج‌سواری روی احساسات مردم و ایجاد فتنه‌ای عمیق و اغتشاشاتی گسترده در كشور برآمدند كه تاحدودی هم موفق شدند اما شكست آنان بسیار زود رقم خورد، بنابراین در شرایط فعلی بهتر است تا به جای استفاده از تجربه‌های ناكام به فكر جبران مافات و پیشبرد فعالیت سیاسی در یك فضای جوانمردانه باشند.
 
 
 
 
حضور پایگاه اطلاع‌رسانی مفقودین و شهدای گمنام در نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال

غرفه «خمول» با حضور در پنجمین نمایشگاه بین‌المللی رسانه‌های دیجیتال، دو اثر نفیس «آلبوم تصاویر شهدا» و کتاب «شهید گمنام» را با 40درصد تخفیف ارائه می‌دهد.

خبرگزاری فارس: حضور پایگاه اطلاع‌رسانی مفقودین و شهدای گمنام در نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال

به گزارش خبرنگار ایثار و شهادت باشگاه خبری فارس «توانا»، پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی مفقودین و شهدای گمنام، در پنجمین جشنواره بین‌المللی رسانه‌های دیجیتال با حضوری فعال و مؤثر در بخش‌های مختلف آماده خدمات رسانی به بازدیدکنندگان است.

برگزاری نشست بازخوانی عملیات تفحص پیکرهای مطهر شهدا، برپایی طرح سفره دل، پخش آنلاین تارنما و تشریح و تبیین حوزه‌های مختلف آن، نمایش مجموعه نواها و نماهای پیرامون شهدای گمنام و مفقودین، ارائه آخرین آمار و اطلاعات مربوط به حرم‌های مطهر شهدای گمنام در سراسر کشور، نصب سری نمایشگاهی «فصل رجعت» و «سلوک گمنامی» و اهداء هدایا، بخشی از فعالیت‌های غرفه «خمول» است.

در این غرفه که با شماره 433 در بخش جنگ نرم برپا شده است، دو اثر نفیس و قابل تقدیر «آلبوم تصاویر شهدا» و کتاب «شهید گمنام» با 40 درصد تخفیف به مخاطبان عرضه می‌شود. پنجمین جشنواره و نمایشگاه بین‌المللی رسانه‌های دیجیتال از روز پنجشنبه 14 مهرماه در مصلای بزرگ امام خمینی (ره) آغاز و تا روز یکشنبه 24 مهر ادامه دارد و زمان بازدید از نمایشگاه نیز از ساعت 9 تا 20 است.

 

جشن تولد مهدی کروبی در کنار نزدیکانش

مهدی کروبی شب گذشته به جمع خانواده و نزدیکانش رفت و چندین ساعت به شب نشینی با آنان پرداخت.

به گزارش جهان، آنچنان که محمدحسین کروبی، پسر شیخ در صفحه فیس بوک خود نوشته است: شب گذشته در منزل من همزمان با شب تولد پدرم به مناسبت ورود دخترم به دانشگاه با حضور مادر و برادرانم مهمانی گرفته بودیم. اتفاق جالب اینکه هنگام صرف شام زنگ منزل به صدا در آمد و ماموری از آن سوی آیفون گفت "آقای کروبی رو آوردیم". عملا باورکردنی نبود و خوشحال شدیم که پدر را سر زده آورده بودند.
وی سلامت پدرش را "خیلی خوب" توصیف کرده و نوشته است: از حال ایشان پرسیدیم و گفتند چند شب قبل مرا به یک مرکز درمانی برای چکاب بردند و تقریبا یک چکاب کامل صورت گرفته است.
مهدی کروبی ماه گذشته هم با اعضای خانواده اش دیدار کرده بود.
دیدارها و ملاقات های شیخ و شب نشینی های او با خانواده و نزدیکانش در حالی است که رسانه های اپوزیسیون و حتی تریبون های متعلق به کروبی و میرحسین موسوی همواره مدعی اند که سران فتنه نه در حبس خانگی که زندانی اند و محافظان او اجازه هیچ ملاقات و دیداری را به او نمی دهند.
البته پسر کروبی در نوشته خود این را هم عنوان کرده است که "مسئولین جدید امنیتی که به تازگی منصوب و پدرم به اینها تحویل داده شده است، قول دادند که وضعیت پدرم بهتر شود و طی ۱۰ روز آینده ایشان را به منزلی در منطقه شمیران منتقل کنند. همچنین قول دادند که هفته ای یک بار اعضای خانواده به صورت چرخشی با پدر ملاقات نمایند."

 


نوشته شده در : شنبه 16 مهر 1390  توسط : .    نظرات() .

سیستم افزایش آمار میهن لینك